الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
223
إحياء علوم الدين ( فارسى )
دارد كه هر دو دستت ببرد يا هر دو پايت ، پس يكى بگذارد ، مستحق شكر بود . و براى آن پيرى بر شارعى گذشت ، طشتى خاكستر بر سر او ريختند ، او سجدهء شكر آورد ، گفتند : اين چه سجده است ؟ گفت : مستوجب آن بودم كه آتش بر من ريزند ، پس اقتصار بر خاكستر كردند ، نعمت باشد . و يكى را از ايشان گفتند كه براى استسقا بيرون نيايى كه باران باز ايستاده است ؟ گفت : شما باران چشم مىداريد ، من سنگ چشم مىدارم . سؤال چگونه شاد شوم با آن چه جماعتى را مىبينم كه معصيت ايشان بيش از معصيت من است و بدان مبتلا نشدهاند كه من مبتلا شدهام ، تا به حدى كه كافران هم ؟ جواب بدان كه براى كافر چيزى كه از اين بزرگتر است ساخته شده است . و مهلت بدان يافته است تا بزهء آن زيادت شود و عقوبت دراز گردد ، چنان كه حق تعالى گفت : إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً . « 342 » و اما عاصى از كجا دانى كه در عالم از تو كسى عاصىتر است ؟ و بسيار خاطر باشد كه به سوء أدب در حق بارى تعالى و صفات او بزرگتر و صعبتر از خوردن خمر و زنا و ديگر معصيتهاى جوارح بود . و براى آن حق تعالى گفت : وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ . « 343 » اى ، آسان مىپندارد آن را و آن نزديك خداى بزرگ است . پس از كجا دانى كه غير تو از تو عاصىتر است ؟ آن گاه شايد كه عقوبت او به آخرت باشد ، و تو را عقوبت در دنيا معجّل « 344 » بود [ 165 ] پس چرا بر آن شكر خداى نگويى ؟ سوم اما وجه سوم در شكر . و آن وجه آن است كه هيچ عقوبتى نباشد مگر صورت بندد كه تأخير داشته شود براى آخرت . و از مصيبتهاى دنيا به اسباب ديگر تسلى باشد كه آن را آسان كند و وقع آن سبك گرداند ، و مصيبت آخرت هميشه باشد ، و اگر هميشه نبود به تسلى آن را تخفيف نتوان كرد . چه اسباب تسلى از معذّبان در آخرت به كليت منقطع شود . و هر كه را عقوبت او در دنيا معجّل شد ، بار دوم وى را عقوبت نبود . چه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ العبد إذا أذنب ذنبا فيصيبه « 345 » شدّة او بلاء في الدّنيا فاللّه اكرم من ان يعذّبه ثانيا ، اى ، بنده چون گناهى كند پس شدتى يا بلايى در دنيا به وى رسد ، خداى - عز و جل - كريمتر از آن است كه بار دوم او را عقوبت فرمايد . چهارم آن كه اين مصيبت و بلا بر او در ام الكتاب « 346 » نوشته بود ، و چاره نبود كه به دو رسد ، پس چون رسيد و از آن فارغ شد و از بعضى يا كل آن بر آسود ، اين نعمت باشد .
--> ( 342 ) آل عمران 3 - 178 . ( 343 ) نور 24 - 15 . ( 344 ) معجّل ، به شتاب ، بى مهلت . ( 345 ) عربى : فأصابته ( زبيدى 9 - 139 ) . ( 346 ) ام الكتاب ، لوح محفوظ ، اصل كتب آسمانى . نيز - كتاب توبه ، پاورقى 70 .